جمعه, 6 مارس, 2026
تماس با ما
درباره ما
تقویم ایرانی...

Shahrvand Dallas
Advertisement
بی نتیجه
همه نتایج جستجو
  • خانه
  • اخبار و گزارش
    • اخبار و گزارش
    • تجارت و کسب و کار
    • تکنولوژی
    • جهان
    • سیاست
    • علم
    • آمریکا
  • مقالات
  • ودیو
  • فرهنگ
    • فرهنگ
    • داستان
    • ادبیات
    • شعر
    • طنز
    • فیلم
    • موسیقی
    • نقاشی
    • هنر
  • گوناگون
  • رویدادها
  • تماس و اشتراک
    • تماس و اشتراک ایمیل
    • درباره شهروند
    • آرشیو مطالب
  • نیازمندیها
  • آگهی ها
بی نتیجه
همه نتایج جستجو
  • خانه
  • اخبار و گزارش
    • اخبار و گزارش
    • تجارت و کسب و کار
    • تکنولوژی
    • جهان
    • سیاست
    • علم
    • آمریکا
  • مقالات
  • ودیو
  • فرهنگ
    • فرهنگ
    • داستان
    • ادبیات
    • شعر
    • طنز
    • فیلم
    • موسیقی
    • نقاشی
    • هنر
  • گوناگون
  • رویدادها
  • تماس و اشتراک
    • تماس و اشتراک ایمیل
    • درباره شهروند
    • آرشیو مطالب
  • نیازمندیها
  • آگهی ها
Shahrvand Dallas
Shahrvand Dallas
بی نتیجه
همه نتایج جستجو

چگونه خدا مُرد، داستانی از شهناز البرزى

شهناز البرزى

شنبه, 6 ژانویه, 2024
در داستان, گوناگون
چگونه خدا مُرد، داستانی از شهناز البرزى

چگونه خدا مُرد
نویسنده: شهناز البرزی

آن روزها، خدا بود. گاهی می‌آمد کنارِ پدرم می نشست و با هم چای می‌خوردند. چشمهایش کور بود. عینک سیاه بزرگی به چشم می‌زد. هر کاغذی به دستش می‌افتاد آن را تا می‌زد و با انگشت‌هایش شکلی زیبا می‌آفرید. گاهی پرنده‌ای، گاه یک کشتی و در آخر موشکی. آرام و مهربان بود. پدر او را دوست می‌داشت؛ در خانه، اتاقی به او داد و هر شب بساط بیدل‌خوانی‌شان به راه بود. از حفظ می‌خواندند. گاهی هم با هم پیپ می‌کشیدند.

مادرم دیگر دامن بلند می‌پوشید و پذیرایی می‌کرد و حالا روسری هم سرش می‌کرد. کولرِ اتاق خدا همه‌ی روز باز بود. آشپزخانه اما کولر نداشت. مادر در آشپزخانه روسری‌اش را درمی‌آورد و با بادبزن خود را باد می‌زد و بادمجان‌ها را سرخ می‌کرد، چون خدا کشک‌بادمجان دوست می‌داشت.

خدا کم‌کم چاق می‌شد و همیشه می‌خندید. پدر به فراهم آوردن رضایت خاطر او مشغول بود. مادرم در حیاط‌‌ خلوتِ‌ خانه نان تیری می‌پخت و مُچه‌های کوچکِ‌ خمیر را با تیر چوبی بلندی، هنرمندانه، نازک می‌کرد و‌ آن را روی تابه‌ی بزرگِ داغی پهن می‌کرد تا نانِ تازه سرِ سفره‌ی خدا باشد.

همه جای خانه پر شده‌ بود از کشتی‌های کاغذی که سرنشین‌های کاغذی داشتند و ‌پرنده‌های رنگی کاغذی کوچک و بزرگ روی طاقچه‌های خانه‌مان لانه کرده‌ بودند. من و شش خواهر و برادرم در اتاقِ پشتی، در کنار کِشتی‌ها مشق می‌نوشتیم.
خدا چاق‌تر می‌شد و بیش‌تر وقت‌ها می‌خوابید. من دوست نداشتم مدرسه بروم و درس دینی یاد بگیرم، چون هر وقت خدا به خواهرم درس دینی می‌داد، دستش را زیر لباس خواهرم فرو می‌برد. خواهرم شب‌ها در خواب ناله می‌کرد و خواب دریا می‌ید و از ترس غرق‌ شدن در خواب، خودش را خیس می‌کرد و خدا به مادرم گفت که او را در وان آب سرد بگذارد که دیگر تشکش را خیس نکند و مادر این کار را کرد و از آن زمان به بعد، خواهرم شاش‌بند شد و زبانش هم بند آمد.
خدا به برادرم درس غیرت آموخت که چگونه با‌غیرت باشد و خواهرم را ناموس خود بداند و او را بدون دلیل کتک بزند. برادرم انگار در گلویش پرنده‌ای  مُرده‌ باشد، بغضی در گلو داشت.

مادر دواهای خدا را کنار تختش می‌گذاشت. خدا با دست، آنها را لمس می‌کرد و می‌شناخت که کدام‌یک را باید بخورد. صبح یکی از قرص‌های گِرد و یکی هم از قرص‌های پهن را می‌خورد و از هر کدام یکی را شب. قرص‌های زیرزبانی‌اش را هم جدا در پلاستیکی، پایین تختش گذاشته‌ بود تا هر وقت قلبش گرفت، زیر زبانش بگذارد.

همیشه تسبیحی بلند در دست داشت که آن را با انگشتانش می‌چرخاند و زیر لبش صداهایی درمی‌آورد.
گاهی پدرم دیر به خانه می‌آمد و مادرم غر می‌زد. کم‌کم هردو با هم دیر می‌آمدند و خدا به مادرم گفت که همسرِ دیگر پدرم را با روی خوش بپذیرد. مادرم هم دیگر برای همیشه نخندید.

من برای تمیز کردن اتاق‌ها به مادرم کمک می‌کردم. اتاق را با جارویی که مادر، خودش، با برگ‌های درختِ نخل درست کرده‌ بود جارو می‌زدم. پلاستیک قرص‌ها را برمی‌داشتم و بالای طاقچه کنار ‌پرنده‌ها می‌گذاشتم.
آن شب، پدر به همراه خدا به خانه آمد. صدای پدر می‌آمد که می‌گفت: «جوونه و خوشگل. تو بشین بچه‌هات رو نگه دار و حرف نزن.»

خدا آن‌ شب به اتاق خودش رفت و نیمه‌های شب بیدار شد و صدای خِرخِری از اتاقش آمد. دستش را زیر تختش برد تا پلاستیک دوای زیرزبانی‌اش را پیدا کند. آن را پیدا نکرد.
صبح خدا مُرده بود.

۱۰ اکتبر ۲۳

برچسب: داستان
ارسالاشتراکاشتراک
Shahrvand Magazine

نوشتار های مشابه

«شاخ  »، داستانی از  مادح نظری
داستان

«شاخ »، داستانی از  مادح نظری

سه‌شنبه, 5 مارس, 2024
30
«شاخ  »، داستانی از  مادح نظری
داستان

«آیه‌ها »، داستانی از  انوشه رحیمی

یکشنبه, 3 مارس, 2024
19
داستان

«ماه طلا »، داستان کودکان، سولماز سلیمان‌زاده

پنج‌شنبه, 29 فوریه, 2024
57
داستان

«عدد π»، داستانی از آریو فرخ پژوه

پنج‌شنبه, 29 فوریه, 2024
11
«ترافیک بعدازظهر»، داستانی از مهنوش ریاحی
داستان

«ترافیک بعدازظهر»، داستانی از مهنوش ریاحی

شنبه, 24 فوریه, 2024
41
«توی پستو»، داستانی از آذر نوری
داستان

«توی پستو»، داستانی از آذر نوری

شنبه, 6 ژانویه, 2024
76
بارگیری بیشتر
مطلب بعدی
جزیره‌ی سرگردانی، نوشته ژیلا واله

جزیره‌ی سرگردانی، نوشته ژیلا واله

برچسب‌ها

America (5) coronavirus (21) covid-19 (19) Law (17) video (13) آمریکا (10) آژانس (4) آگهی ویژه (7) اتحادیه‌ی اروپا (6) اعتراض (26) اعصاب و روان (5) اقتصاد (8) انقلاب (5) ایران (63) بیماری (9) جامعه (5) جمهوری اسلامی (7) جنگ (4) جهان (4) حقوق بشر (11) حقوق زنان (7) داستان (51) دفتر حقوقی (4) دکتر (4) رستوران (4) زن (5) زن-زندگی-آزادی (13) زنان (7) زندانیان (6) سرمایه‌داری (4) سلاح هسته ای (6) سلامتی (18) سیاست (53) شعر (11) قانون (14) مالیات (5) مبارزه (4) مشاور املاک (11) موسیقی (4) نقاشی (5) هنر (5) ویدیو (14) ویروس (12) کرونا (19) یوگا (4)
  • روند بازدید مطالب
  • Comments
  • جدیدترین مطالب
ممنوعالخروجی خانواده همسر علی کریمی در ایران؛ افشای اسناد محرمانه اطلاعات سپاه

ممنوعالخروجی خانواده همسر علی کریمی در ایران؛ افشای اسناد محرمانه اطلاعات سپاه

چهارشنبه, 17 می, 2023

سوپرمارکت و رستوران شهرزاد

پنج‌شنبه, 10 فوریه, 2022

دکتر فریبا پژوهی،‌ متخصص زنان و زایمان

پنج‌شنبه, 10 فوریه, 2022

دکتر شهریار ستوده مرام، پزشک خانواده

پنج‌شنبه, 10 فوریه, 2022

به اندازه یک پاکت سیگار- داستانی از علی شباب

دیوار-داستانی از سامانتا بهادری

نغمه نی – شعری ازمحمد بحرانی

اشعاری ازسهیلا بحرانی شریف

نادر چاخان و آخوند خمینی‌

نادر چاخان و آخوند خمینی‌

چهارشنبه, 17 سپتامبر, 2025
“به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را؟” (نیما یوشیج)

“به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را؟” (نیما یوشیج)

چهارشنبه, 17 سپتامبر, 2025
سلام رفیق خوبم، درود کاپیتان مردم

سلام رفیق خوبم، درود کاپیتان مردم

یکشنبه, 15 ژوئن, 2025
ناتو بزرگترین رزمایش خود از زمان جنگ سرد را با ۹۰ هزار سرباز برگزار می کند

ناتو بزرگترین رزمایش خود از زمان جنگ سرد را با ۹۰ هزار سرباز برگزار می کند

پنج‌شنبه, 4 آوریل, 2024

به ما بپیوندید

برای دریافت اخبار و اطلاعات، میتوانید بسادگی در زیرعضو لیست ایمیلی ما بشوید. اگر مایل به لغو اشتراک هستید، گزینه لغو اشتراک را انتخاب کنید

لیست نوشتارهای اخیر

نادر چاخان و آخوند خمینی‌

“به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را؟” (نیما یوشیج)

سلام رفیق خوبم، درود کاپیتان مردم

ناتو بزرگترین رزمایش خود از زمان جنگ سرد را با ۹۰ هزار سرباز برگزار می کند

«شاخ »، داستانی از  مادح نظری

«آیه‌ها »، داستانی از  انوشه رحیمی

«ماه طلا »، داستان کودکان، سولماز سلیمان‌زاده

«عدد π»، داستانی از آریو فرخ پژوه

سوئد: یک شهروند ایرانی-سوئدی بالای ۶۰ سال در ایران بازداشت شده است

اوپک: نفت ایران در سال ۲۰۲۳ با ۱۷ درصد افت قیمت فروخته شد

«ترافیک بعدازظهر»، داستانی از مهنوش ریاحی

«توی پستو»، داستانی از آذر نوری

جزیره‌ی سرگردانی، نوشته ژیلا واله

چگونه خدا مُرد، داستانی از شهناز البرزى

مورچه و شهاب سنگ

گلپا خواننده سرشناس ایران درگذشت

عرق  – داستانی از مادح نظری

دست‌های بچه‌های کثیف – مترجم: زهره واعظیان

مرگ یک کلیمی ایرانی در زندان اوین؛ میلر: او شهروند آمریکا نبود.

سیزده زندانی سیاسی منتقل شده به زندان قزلحصار، «تماس و ملاقات ممنوع» شدند

Shahrvand Dallas

جستجوی مطالب سایت

بی نتیجه
همه نتایج جستجو

آرشیو مطالب

ما را در فضای مجازی دنبال کنید

مرور مطالب بر اساس دسته بندی

  • آگهی
  • آمریکا
  • اخبار و گزارش
  • ادبیات
  • تجارت و کسب و کار
  • تکنولوژی
  • جهان
  • داستان
  • سرگرمی
  • سفر
  • سلامتی
  • سیاست
  • شعر
  • علم
  • غذا
  • فرهنگ
  • فیلم
  • گوناگون
  • مقالات
  • موسیقی
  • نشریه شهروند
  • نقاشی
  • هنر
  • ودیو
  • ورزش

به ما بپیوندید

برای دریافت اخبار و اطلاعات، میتوانید بسادگی در زیرعضو لیست ایمیلی ما بشوید. اگر مایل به لغو اشتراک هستید، گزینه لغو اشتراک را انتخاب کنید

برچسبهای اخیر

America (5) coronavirus (21) covid-19 (19) Law (17) video (13) آمریکا (10) آژانس (4) آگهی ویژه (7) اتحادیه‌ی اروپا (6) اعتراض (26) اعصاب و روان (5) اقتصاد (8) انقلاب (5) ایران (63) بیماری (9) جامعه (5) جمهوری اسلامی (7) جنگ (4) جهان (4) حقوق بشر (11) حقوق زنان (7) داستان (51) دفتر حقوقی (4) دکتر (4) رستوران (4) زن (5) زن-زندگی-آزادی (13) زنان (7) زندانیان (6) سرمایه‌داری (4) سلاح هسته ای (6) سلامتی (18) سیاست (53) شعر (11) قانون (14) مالیات (5) مبارزه (4) مشاور املاک (11) موسیقی (4) نقاشی (5) هنر (5) ویدیو (14) ویروس (12) کرونا (19) یوگا (4)
  • خانه
  • اخبار و گزارش
  • مقالات
  • ودیو
  • فرهنگ
  • گوناگون
  • رویدادها
  • تماس و اشتراک
  • نیازمندیها
  • آگهی ها

© 2019 مجله شهروند دالاس

بی نتیجه
همه نتایج جستجو
  • خانه
  • اخبار و گزارش
    • اخبار و گزارش
    • تجارت و کسب و کار
    • تکنولوژی
    • جهان
    • سیاست
    • علم
    • آمریکا
  • مقالات
  • ودیو
  • فرهنگ
    • فرهنگ
    • داستان
    • ادبیات
    • شعر
    • طنز
    • فیلم
    • موسیقی
    • نقاشی
    • هنر
  • گوناگون
  • رویدادها
  • تماس و اشتراک
    • تماس و اشتراک ایمیل
    • درباره شهروند
    • آرشیو مطالب
  • نیازمندیها
  • آگهی ها

© 2019 مجله شهروند دالاس