جمعه, 6 مارس, 2026
تماس با ما
درباره ما
تقویم ایرانی...

Shahrvand Dallas
Advertisement
بی نتیجه
همه نتایج جستجو
  • خانه
  • اخبار و گزارش
    • اخبار و گزارش
    • تجارت و کسب و کار
    • تکنولوژی
    • جهان
    • سیاست
    • علم
    • آمریکا
  • مقالات
  • ودیو
  • فرهنگ
    • فرهنگ
    • داستان
    • ادبیات
    • شعر
    • طنز
    • فیلم
    • موسیقی
    • نقاشی
    • هنر
  • گوناگون
  • رویدادها
  • تماس و اشتراک
    • تماس و اشتراک ایمیل
    • درباره شهروند
    • آرشیو مطالب
  • نیازمندیها
  • آگهی ها
بی نتیجه
همه نتایج جستجو
  • خانه
  • اخبار و گزارش
    • اخبار و گزارش
    • تجارت و کسب و کار
    • تکنولوژی
    • جهان
    • سیاست
    • علم
    • آمریکا
  • مقالات
  • ودیو
  • فرهنگ
    • فرهنگ
    • داستان
    • ادبیات
    • شعر
    • طنز
    • فیلم
    • موسیقی
    • نقاشی
    • هنر
  • گوناگون
  • رویدادها
  • تماس و اشتراک
    • تماس و اشتراک ایمیل
    • درباره شهروند
    • آرشیو مطالب
  • نیازمندیها
  • آگهی ها
Shahrvand Dallas
Shahrvand Dallas
بی نتیجه
همه نتایج جستجو

“پله هایی برای نرسیدن” داستانی از شهرزاد بنیادی

 شهرزاد بنیادی

شنبه, 30 سپتامبر, 2023
در داستان, گوناگون
“پله هایی برای نرسیدن” داستانی از شهرزاد بنیادی

“پله‌هایی برای نرسیدن”
 شهرزاد بنیادی

دوباره زمان‌بندی‌ام اشتباه از آب درآمد. نمی‌دانم چرا این یک دقیقه را هر بار کم می‌آورم، همیشه از قبل آماده می‌شوم تا وقتی که صدای پیرمرد طبقه‌ی پایین را می‌شنوم سریع خودم را به پاگرد برسانم.

پیرمرد در میان سرفه‌های بلندش فریاد می‌کشد:
«بذارش دم در، الان میام برش می‌دارم!»

ولی هربار این یک دقیقه‌ی لعنتی بلای جانم می‌شود و نمی‌توانم صورتش را ببینم. یکی نیست به این پیرمرد بگوید که زمان مشخصی برای آوردن سیگارش تعیین کند. این‌که یک‌‌ هفته صبح و هفته‌‌ی دیگر بعد از ظهر، کلافه کننده است. هربار که دیر می‌رسم تصمیم می‌گیرم هفته‌ی بعد از صبح تمام روز را در پاگرد منتظر بمانم تا غافلگیر نشوم و بتوانم موقع آمدنش آنجا باشم ولی یک ساعتی که می‌گذرد مادرم صدایش در می‌آید و مرا با اصرار داخل می‌برد و  من که می‌ترسم عصبانی شود بدون مقاومت ناچار داخل می‌روم.

عصبانیت مادرم را خدا نصیب گرگ بیابان هم نکند. وقتی که عصبانی می‌شود به زمین و زمان فحش می‌دهد. آرزو می‌کند که دست‌های بابا چلاق می‌شد تا من وقتی که بچه‌بودم از دستش نمی‌افتادم و سرم به گوشه‌ی پله‌ها نمی‌خورد. بدوبی‌راه می‌گوید به من که دارم هر روز چاق‌تر می‌شوم، و به خودش که چقدر بدبخت است و زورش نمی‌رسد من را جابجا کند. و وقتی که حسابی داد کشید و دیگر نایی برای کوبیدن روی سینه‌اش و فحش دادن برایش نمی‌ماند‌ سرش را میان دست‌هایش می‌گیرد و از نوک بینی‌اش جریان آب باریکی راه میفتد و دامنش را خیس می‌کند.

روزهایی که مادرعصبانی می‌شود بابا هم با من حرف نمی‌زند و فقط زمین را نگاه می‌کند و من حتی اگر صدای پیرمرد را هم بشنوم و بفهمم که او برایش سیگار اورده است حوصله‌ی رفتن به پاگرد را ندارم. ولی خب این بدشانسی بزرگیست که همیشه وقتی به پاگرد می‌رسم  سیگارش را داده است و سوار دوچرخه، رکاب می‌زند و من از پشت نگاهش می‌کنم. در خیالم صورتش را ساخته‌ام‌. باید چشم‌های درشتی داشته‌باشد  و ته‌ریش کم پشت سیاه و گونه‌های آفتاب سوخته. معلوم است که آدم پرتلاشیست و همیشه در حال کار کردن است. خیلی دوست دارم ببینم وقتی می‌خندد خط خنده‌ روی صورتش چقدر گود می‌افتد و یا موقع حرف زدن لب‌هایش چه شکلی می‌شود. کاش می‌شد کمی از بدنم را بِکََـنم و دور بیندازم.

از خودم متنفر می‌شوم وقتی پاهای چاقم را می‌بینم.

اگر چاق نبودم، نقشه‌ای که چند روز پیش کشیده بودم نقش بر آب نمی‌شد. سه روز تمام بشقاب غذا را زیر تخت قایم کردم تا حسابی فاسد شود. موقع خوردنش حس می‌کردم که موش مرده قورت می‌دهم. بوی گندش را هنوز هم حس می‌کنم. ولی چاره‌ای نبود، باید مریض می‌شدم تا بابا مثل سال قبل که مرا بغل کرده بود و برای زدن واکسن از پله‌ها پایین برده بود، دوباره بغلم کند و برای رفتن پیش دکتر از پله‌ها پایین ببرد.

 اما این اتفاق نیفتاد.بابا به مادر گفت:
-با این‌که شونزده سالشه گنده‌تر از سنش شده. نمی‌تونم ببرمش پایین، مواظبش باش برم دکترو بیارم خونه. دوست داشتم مغازه‌ای که در آن کار می‌کند را ببینم و آرزو می‌کردم که وقتی از آنجا رد می‌شویم جلویش ایستاده باشد و من که نگاهش می‌کنم ته چشمهام را ببیند و بفهمد که  دوستش دارم. ولی خب به‌خاطر این بدن لعنتی و گنده نمی‌شد. باید نقشه‌ی بهتری بکشم. شاید هم وام بابا جور شود و بتواند همان‌طور که قول داده برایم ویلچر برقی بخرد تا آن یک دقیقه را کم نیاورم و وقتی که می‌آید خودم را زود به پاگرد برسانم. شاید هم  این‌بار بابا پولش برسد که در ساختمان روبرویی خانه‌ای اجاره کند که آسانسور دارد و پله‌ها ردیف نشوند جلوی رویم برای نرسیدن.

۱۴۰۲/۶/۶
شهرزاد بنیادی / تبریز

برچسب: داستان
ارسالاشتراکاشتراک
Shahrvand Magazine

نوشتار های مشابه

«شاخ  »، داستانی از  مادح نظری
داستان

«شاخ »، داستانی از  مادح نظری

سه‌شنبه, 5 مارس, 2024
30
«شاخ  »، داستانی از  مادح نظری
داستان

«آیه‌ها »، داستانی از  انوشه رحیمی

یکشنبه, 3 مارس, 2024
19
داستان

«ماه طلا »، داستان کودکان، سولماز سلیمان‌زاده

پنج‌شنبه, 29 فوریه, 2024
57
داستان

«عدد π»، داستانی از آریو فرخ پژوه

پنج‌شنبه, 29 فوریه, 2024
11
«ترافیک بعدازظهر»، داستانی از مهنوش ریاحی
داستان

«ترافیک بعدازظهر»، داستانی از مهنوش ریاحی

شنبه, 24 فوریه, 2024
41
«توی پستو»، داستانی از آذر نوری
داستان

«توی پستو»، داستانی از آذر نوری

شنبه, 6 ژانویه, 2024
76
بارگیری بیشتر
مطلب بعدی
بیش از حد به خودتان شک میکنید؟ دو ترفند ساده برای خلاص شدن از شک و تردید به خود

بیش از حد به خودتان شک میکنید؟ دو ترفند ساده برای خلاص شدن از شک و تردید به خود

برچسب‌ها

America (5) coronavirus (21) covid-19 (19) Law (17) video (13) آمریکا (10) آژانس (4) آگهی ویژه (7) اتحادیه‌ی اروپا (6) اعتراض (26) اعصاب و روان (5) اقتصاد (8) انقلاب (5) ایران (63) بیماری (9) جامعه (5) جمهوری اسلامی (7) جنگ (4) جهان (4) حقوق بشر (11) حقوق زنان (7) داستان (51) دفتر حقوقی (4) دکتر (4) رستوران (4) زن (5) زن-زندگی-آزادی (13) زنان (7) زندانیان (6) سرمایه‌داری (4) سلاح هسته ای (6) سلامتی (18) سیاست (53) شعر (11) قانون (14) مالیات (5) مبارزه (4) مشاور املاک (11) موسیقی (4) نقاشی (5) هنر (5) ویدیو (14) ویروس (12) کرونا (19) یوگا (4)
  • روند بازدید مطالب
  • Comments
  • جدیدترین مطالب
ممنوعالخروجی خانواده همسر علی کریمی در ایران؛ افشای اسناد محرمانه اطلاعات سپاه

ممنوعالخروجی خانواده همسر علی کریمی در ایران؛ افشای اسناد محرمانه اطلاعات سپاه

چهارشنبه, 17 می, 2023

سوپرمارکت و رستوران شهرزاد

پنج‌شنبه, 10 فوریه, 2022

دکتر فریبا پژوهی،‌ متخصص زنان و زایمان

پنج‌شنبه, 10 فوریه, 2022

دکتر شهریار ستوده مرام، پزشک خانواده

پنج‌شنبه, 10 فوریه, 2022

به اندازه یک پاکت سیگار- داستانی از علی شباب

دیوار-داستانی از سامانتا بهادری

نغمه نی – شعری ازمحمد بحرانی

اشعاری ازسهیلا بحرانی شریف

نادر چاخان و آخوند خمینی‌

نادر چاخان و آخوند خمینی‌

چهارشنبه, 17 سپتامبر, 2025
“به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را؟” (نیما یوشیج)

“به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را؟” (نیما یوشیج)

چهارشنبه, 17 سپتامبر, 2025
سلام رفیق خوبم، درود کاپیتان مردم

سلام رفیق خوبم، درود کاپیتان مردم

یکشنبه, 15 ژوئن, 2025
ناتو بزرگترین رزمایش خود از زمان جنگ سرد را با ۹۰ هزار سرباز برگزار می کند

ناتو بزرگترین رزمایش خود از زمان جنگ سرد را با ۹۰ هزار سرباز برگزار می کند

پنج‌شنبه, 4 آوریل, 2024

به ما بپیوندید

برای دریافت اخبار و اطلاعات، میتوانید بسادگی در زیرعضو لیست ایمیلی ما بشوید. اگر مایل به لغو اشتراک هستید، گزینه لغو اشتراک را انتخاب کنید

لیست نوشتارهای اخیر

نادر چاخان و آخوند خمینی‌

“به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را؟” (نیما یوشیج)

سلام رفیق خوبم، درود کاپیتان مردم

ناتو بزرگترین رزمایش خود از زمان جنگ سرد را با ۹۰ هزار سرباز برگزار می کند

«شاخ »، داستانی از  مادح نظری

«آیه‌ها »، داستانی از  انوشه رحیمی

«ماه طلا »، داستان کودکان، سولماز سلیمان‌زاده

«عدد π»، داستانی از آریو فرخ پژوه

سوئد: یک شهروند ایرانی-سوئدی بالای ۶۰ سال در ایران بازداشت شده است

اوپک: نفت ایران در سال ۲۰۲۳ با ۱۷ درصد افت قیمت فروخته شد

«ترافیک بعدازظهر»، داستانی از مهنوش ریاحی

«توی پستو»، داستانی از آذر نوری

جزیره‌ی سرگردانی، نوشته ژیلا واله

چگونه خدا مُرد، داستانی از شهناز البرزى

مورچه و شهاب سنگ

گلپا خواننده سرشناس ایران درگذشت

عرق  – داستانی از مادح نظری

دست‌های بچه‌های کثیف – مترجم: زهره واعظیان

مرگ یک کلیمی ایرانی در زندان اوین؛ میلر: او شهروند آمریکا نبود.

سیزده زندانی سیاسی منتقل شده به زندان قزلحصار، «تماس و ملاقات ممنوع» شدند

Shahrvand Dallas

جستجوی مطالب سایت

بی نتیجه
همه نتایج جستجو

آرشیو مطالب

ما را در فضای مجازی دنبال کنید

مرور مطالب بر اساس دسته بندی

  • آگهی
  • آمریکا
  • اخبار و گزارش
  • ادبیات
  • تجارت و کسب و کار
  • تکنولوژی
  • جهان
  • داستان
  • سرگرمی
  • سفر
  • سلامتی
  • سیاست
  • شعر
  • علم
  • غذا
  • فرهنگ
  • فیلم
  • گوناگون
  • مقالات
  • موسیقی
  • نشریه شهروند
  • نقاشی
  • هنر
  • ودیو
  • ورزش

به ما بپیوندید

برای دریافت اخبار و اطلاعات، میتوانید بسادگی در زیرعضو لیست ایمیلی ما بشوید. اگر مایل به لغو اشتراک هستید، گزینه لغو اشتراک را انتخاب کنید

برچسبهای اخیر

America (5) coronavirus (21) covid-19 (19) Law (17) video (13) آمریکا (10) آژانس (4) آگهی ویژه (7) اتحادیه‌ی اروپا (6) اعتراض (26) اعصاب و روان (5) اقتصاد (8) انقلاب (5) ایران (63) بیماری (9) جامعه (5) جمهوری اسلامی (7) جنگ (4) جهان (4) حقوق بشر (11) حقوق زنان (7) داستان (51) دفتر حقوقی (4) دکتر (4) رستوران (4) زن (5) زن-زندگی-آزادی (13) زنان (7) زندانیان (6) سرمایه‌داری (4) سلاح هسته ای (6) سلامتی (18) سیاست (53) شعر (11) قانون (14) مالیات (5) مبارزه (4) مشاور املاک (11) موسیقی (4) نقاشی (5) هنر (5) ویدیو (14) ویروس (12) کرونا (19) یوگا (4)
  • خانه
  • اخبار و گزارش
  • مقالات
  • ودیو
  • فرهنگ
  • گوناگون
  • رویدادها
  • تماس و اشتراک
  • نیازمندیها
  • آگهی ها

© 2019 مجله شهروند دالاس

بی نتیجه
همه نتایج جستجو
  • خانه
  • اخبار و گزارش
    • اخبار و گزارش
    • تجارت و کسب و کار
    • تکنولوژی
    • جهان
    • سیاست
    • علم
    • آمریکا
  • مقالات
  • ودیو
  • فرهنگ
    • فرهنگ
    • داستان
    • ادبیات
    • شعر
    • طنز
    • فیلم
    • موسیقی
    • نقاشی
    • هنر
  • گوناگون
  • رویدادها
  • تماس و اشتراک
    • تماس و اشتراک ایمیل
    • درباره شهروند
    • آرشیو مطالب
  • نیازمندیها
  • آگهی ها

© 2019 مجله شهروند دالاس